قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران
قرمز خونم پرسپولیس جونم

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران فعال امروز

17 پست
2 پست

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

آخرين بازديدکنندگان

(103 بازديد)

عشق پرسپولیس

شناسه گروه: 7 · گروه عمومی · · 27 کاربر · 4181 پست
رها
رها

عشقمی تو

دیدگاه · 4 ساعت قبل در عشق پرسپولیس توسط Mobile 4 +
رها
رها

تبریک ب همه پرسپولیسی های عزیز

دیدگاه · 4 ساعت قبل در عشق پرسپولیس توسط Mobile 9 +
مهران
مهران

ديروز مامانم شروع کرد به خونه تکونی بهش میگم هنوز 3 ماه مونده تا عید، میگه این رزمایشه میخوام آمادگی تونو بسنجم.




مهران
مهران

حاج ناصر تو بیمارستان بستری بود
۱۵ نفر از اهالی محل خواستن برن عیادتش
یک مینی بوس دربست گرفتن با راننده توافق کردن که نفری ۵ تومن بدن
راننده گفت یک نفر دگه هم بیارید که صندلیها تکمیل بشن
بهش گفتن نه دگه کسی نیست فقط ماییم
خواستن حرکت کنند
که از دوریکی بدو اومد طرف مینی بوس
راننده گفت آها یک نفر هم جور شد
بهش گفتن ولش کن این جاسم نحسه اگه بامون بیاد حتما نحسیش مارو میگیره و یک اتفاقی میفته
راننده گفتن نه من اعتقاد ندارم به این خرافات مهم صندلیها تکمیل بشن و ۵ تومن بیشتر گیرم بیاد
خلاصه ایستاد و جاسم رسید تا در مینیبوس رو باز کرد
گفت پیاده شید حاج ناصر مرخص شد نمیخاد برید بیمارستان




مهران
مهران

سقراط می گه یونانیها دروغ گو اند

خود سقراط یونانیه پس سقراط دروغ می گه که یونانیا دروغ گو اند
بنابراین یونانیها راست گو اند
پس سقراط راست می گه که یونانیا دروغ می گن
حالا شما بگین یونانیا راست گویند یا دروغ ؟هان؟؟



مهران
مهران

مرد:باز هم که پارچه خریدی؟

زن:می خوام برات دستمال بدوزم.

مرد:ولی این که چهار متر پارچه است؟

زن:با بقیه اش هم برای خودم یه پیراهن می دوزم
!!




مهران
مهران

ﺭﻭﺯﯼ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﺩﻭ ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﺑﺎﻫﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧد ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ
ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻧﺪ،ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻧﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻔﺖ ﺧﻮﺩ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺗﭙﻞ
ﻣﭙﻞ ﺷﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﺵ ﻣﯿﺒﺮﺩ،ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻣﺎﺩﻩ ﻫﻢ
ﺑﻪ ﺟﻔﺖ ﺧﻮﺩ ﻋﺸﻖ ﻣﯿﻮﺭﺯﯾﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺩﻟﺒﺮﯼ ﻣﯿﮑﺮﺩ.
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺯﯾﺒﺎﺑﻮﺩ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﯿﭻ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ ﺗﺎ
ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﮏ ﺷﺐ ﺗﻮﯼ ﺗﺨﺖ ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻣﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﺟﻔﺘﺶ ﮔﻔﺖ:
ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ؟
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭﻧﺮ:ﺍﻭﻫﻮﻡ،ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺑﯽ؟
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭﻣﺎﺩﻩ:ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﮕﻢ ﻭﻟﯽ ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ
ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺑﺸﯽ!
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭﻧﺮ:ﺟﻮﻥ ﺩﻟﻢ،ﺑﮕﻮ ﻋﻤﺮﻡ!
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭﻣﺎﺩﻩ:ﻗﻮﻝ ﺑﺪﻩ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﺸﯽ ﻗﺮﺑﻮنت ﺑﺮﻡ
ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺭﻭﺯﺍﮐﻪ ﺗﻮﻣﯿﺮﯼ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﻭﺗﺎﻏﺮﻭﺏ ﺑﺮﻧﻤﯿﮕﺮﺩﯼ ﻣن ﺧﻮﻧﻪ ﺣﻮﺻﻠﻢ ﺳﺮﻣﯿﺮﻩ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﮐﻨﻢ!ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭﻧﺮ:ﺧﺐ؟
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭﻣﺎﺩﻩ:ﻣﻦ ﺑﭽﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﻋﺰﯾﺰﻡ
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭﻧﺮ:ﺗﻮﮐﻪ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺍﺯ ﺻﺪﺍى ﻭﻧﮓ ﻭﻧﮓ ﺑﭽﻪ ﺧﻮﺷﻢ
ﻧﻤﯿﺎﺩ،ﻗﺒﻠا ﮐﻠﯽ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩﺵ ﺣﺮف ﺯﺩﯾﻢ ﻭ ﺗﻮ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﭽﻪ ﻧﯿﺎﺭﯾﻢ ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭﻣﺎﺩﻩ:ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﺟﻮﺟﻮ،ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺍﻭﻥ ﺩﻡ ﺩﺭﺍﺯﺕ ﺑﺮﻡ،ﺧب ﻣﻦ ﺣﻮﺻﻠﻢ ﺳﺮﻣﯿﺮﻩ،ﭼﮐﺎﺭ ﮐﻨﻢ ﻋﺎﺧﻪ؟
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭﻧﺮ:ﻓﺮﺩﺍ ﻣﯿﺮﻡ یه موبایل میگیرم برات تلگرام اینستا و واتس اپ هم نصب میکنم تاﺳﺮﮔﺮﻡ ﺑﺸﯽ،ﺧﻮﺑﻪ؟؟
دﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭﻣﺎﺩﻩ:ﻋﺎشقتم،ﻋﺸﻘﻢ.
ﻭﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﺴﻞ ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭﻫﺎ ﻣنقرض ﺷﺪ

حالا بشين هي سرتو بِکُن توو گوشی




مهران
مهران

ترسناک تر از زنی که دیگه غر نمیزنه







رستورانیه که Menu
ش قیمت نداره


مهران
مهران

یادش بخیر ‏زمان مدرسه می گفتن فردا برگه امتحانی بخرید بیارین،می خوایم ازتون امتحان بگیریم
مثه این بود که به اعدامی بگی برو طناب بخر دارت بزنیم!



مهران
مهران

تو خیابون یه بنده خدایی رو دیدم بخاطر آلودگی هوا ماسک زده بود. ماسک رو درآورد، سیگار کشید و دوباره ماسکش رو گذاشت.
بزرگوار خیلی به سلامتیش اهمیت میداد.




مهران
مهران

دانشمندا میگن وقتی سر يه آدم تو گوشی خم میشه، به گردنش بیست و هفت کیلو فشار وارد میشه

شما وقتی ما سرمون تو كتاب و درس بود كدوم گوری بوديد دقيقا نکبتا؟



مهران
مهران

به بابا بزرگم گفتم آرزوت چیه؟ گفت قبل از مامان بزرگت بمیرم!
مامان بزرگم احساساتی شد و با گریه از اتاق رفت بیرون...
بابا بزرگم گفت دروغ گفتم زن میخام




مهران
مهران

خوشگلی باید طبیعی باشه.☺


با عمل های پشت سرهم که . . .


دمپایی رو هم میشه تبدیل کرد
به بوت چرم



مهران
مهران

یک چاله توی شهر بود که مردم می افتادن توش .

صورت جلسه ستاد بحران :

اولی : کنارش یک بیمارستان بسازیم .

دومی: بیمارستان که داریم یک آمبولانس میذاریم کنار چاله هر کی افتاد توش برسونیم بیمارستان .

سومی: حقا که ابلهین، خب این چاله رو پر میکنیم میریم دم بیمارستان چاله میکنیم.



مهران
مهران

داشتیم میرفتیم مسافرﺕ تصاﺩف کردیم
اولش باباﻡ میگفت طرﻑ حواسش نبود مقصرﻩ

خودش که مقصر شناخته شد



بهم گفت انقد با گوشی ﻭر رفتی

حواسم پرﺕ شد




صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلیکی ها هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد