قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران

مشخصات

موارد دیگر
محسن
182 پست
امتياز: 31682
مرد
حالت من: آروم و عادی

دنبال‌کنندگان

(31 کاربر)

مدال و افتخارات

بازدیدکننده

662 کاربر
محسن
محسن

تشنه ی آب فراتم ای عجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

به امید خدا فردا راهی سفر عتبات عالیات هستم به یاد همه تون خواهم بود.
هر گونه خطای عمدی یا سهوی که از بنده سر زده به بزرگواری خود ببخشید.

محسن
محسن

چقدر من دیدنت را دوست دارم؛
در خواب
در غروب
در همیشه‌یِ هر جا
هرجایی که بِتوان تو را دید
صدا کرد
و از انعکاس نامت
کیف کرد!
چقدر من
دیدن تو را دوست دارم.

"افشین صالحی"

دیدگاه · 1398/07/15 - 17:21 6 +
محسن
محسن

چشم بگشودم و دیدم ز پس صبح شباب
روز پیـــری بـه لباس شب تار آمده بـــود ..

دیدگاه · 1398/07/15 - 17:14 3 +
محسن
محسن

من دلم همین حالا عشق میخواهد...
اینکه یک نفر یک روزی می آید، دلم را آرام نمیکند،
بغضم را تمام نمیکند،
دستهایِ یخ زده را گرم نمیکند.
عشق مهم است،
حیاتی است،
همان دلیلی است که صبحها چشم هایت را باز میکند
و لبهایت را به خنده باز.
ولی کی اتفاق افتادنش مهم تر است؛
که آنوقتی باشد که تمامِ وجودت تمنایش را میکند،
یا آنوقتی درِ خانه ات را بزند که تک تک سلول هایت به تنهایی خو گرفته،
به همیشه فرد بودن عادت کرده....
مهم است آن یک نفر آنوقتی از راه برسد که عاشقانه هایت هنوز از دهان نیوفتاده باشد،
که آغوشت هنوز تواِ مامن بودن داشته باشد
و شانه هایتِ تحملِ تنهایی هایِ یکی را.
من دلم همین حالا عشق میخواهد
همین حالا که پر از حس برایِ خرجِ کسی کردن هستم،
همین حالا که دستهایم سرشار از نوازشند،
زبانم پر از دوستت دارمِ نگفته
و چشم هایم پر از ستاره بارانِ نشده برایِ حضورِ کسی....
عاشق شدن مهم است و کی عاشق شدن مهم تر...
من دلم عشق میخواهد
نه در گیر و دار سی یا چهل سالگی
که به تنهایی و فرد بودن
خو گرفته ام؛
من همین حالا که پر از انتظار برایِ آمدنِ کسی هستم
دلم عشق میخواهد...

محسن
محسن

مثلِ خرمالو‌های رسیده حیاطِ مادربزرگ
مثلِ عطرِ دارچینِ چای‌‌های عصرانه
مثلِ بارانِ پاییز، مِثل عود
مثلِ انارِ دانه‌دانه با گلپر
مثلِ موسیقیِ خش‌خشِ برگ‌ها
مثلِ نوشتنِ آخرین خطِ مشق‌های دوران کودکی
مثلِ عید، مِثلِ آب ‌بازی
چیز‌های خوب ساده اند
و تنها شنیدنِ اسمشان کافیست
تا خوب شود حالِ دلت...
نبودشان زندگی را متوقف نمی‌کند
امّا زندگانی را تلخ خواهد کرد
درست مِثل تو...

محسن
محسن

مثل احترام زیادی به بعضی ها
مهربان باش ... اما ...از آدمهای پر توقع فاصله بگیر !
مقیاست را به هم می زنند ...
و حرمت مهرت را می شکنند .
آنها حافظه ی ضعیفی دارند
خـــــــــــوبی ها را زود فراموش می کنند...

دیدگاه · 1398/07/15 - 17:09 6 +
محسن
محسن

بدبختی ما اینکه؛ جواب سوالهای زندگیمونو آدمهایی دادن که
جواب سوالهای زندگی خودشون رو هم بلد نبودن ...

دیدگاه · 1398/07/15 - 17:08 5 +
محسن
محسن

مـرا بـه یـاد خیابانی
بینداز پـر از پاییز
و مـردی کـه دست هایم را
بـه مهر می گرفت

[ نیکی فیروزکوهی ]

دیدگاه · 1398/07/15 - 17:07 5 +
محسن
محسن
idden">
من نه خوش بینم
نه بد بینم
من ، شد و هست و شود بینم
عشق را عاشق شناسد،
زندگی را من...
دیدگاه · 1398/07/15 - 17:06 5 +
محسن
محسن

زندگی می‌تواند فوق‌العاده باشد
اگر دیگران ما را به حال خودمان بگذارند..

دیدگاه · 1398/07/15 - 17:04 6 +
محسن
محسن

صبور باش!

آنچه برایت پیش می‌آید
و آنچه برایت رقم می‌خورد؛ به
دست بزرگترین نویسنده عالم ثبت
شده‌، او که بدون اِذنش، حتی برگی
از درخت نمی‌افتد!

محسن
محسن

این همه پیچ
این همه گذر
این همه چراغ
این همه علامت

و همچنان استواری در وفادار ماندن

به راهم
خودم
هدفم
و به تو
وفایی که مرا
و تو را
به سوی هدف
راه می نماید

محسن
محسن

سرگرمی پیدا میشه ادم باید دلگرمی داشته باشه...

دیدگاه · 1398/07/9 - 12:59 11 +
محسن
محسن

اگر یار مرا دیدی به خلوت بگو ای بی وفا ای بی مروت
گریبانم ز دستت چاک چاکت نخواهم دوخت تا روز قیامت

محسن
محسن

خستگی و حوصله نداشتن که
به معنای دوست نداشتن نیست...
آدمها حق دارند گاهی کلافه باشند
و دلشان تنهایی بخواهد...
مگر مادرها وقتی از شیطنت و لجبازی بچه هایشان
خسته میشوند و میگویند دیگر دوستت ندارم
چیزی از دوست داشتنشان کم میشود؟
یا پدرها که گاهی یادشان میرود با بچه هایشان بازی کنند
و آنهارا ببوسند دوست داشتنشان تمام شده است؟
من هم دوستت دارم...
حتی وقتی یادم میرود در طول روز با پیام های عاشقانه حالت را خوب کنم
تمام عصرهایی که آمدی و در آغوش نگرفتمت...
بد اخلاق بودم و دلم تنهایی میخواست
تمام شب هایی که برایت شعر نخواندم و بیدار نماندم
که بخوابی و نگاهت کنم ...
تمام این وقت ها عشقت مثل باران بر سرم میبارید
اما جانِ دلم...
آدم گاهی یادش میرود عاشقی کند
نه اینکه عاشق نباشدها اتفاقا خیلی عاشق است...
اما حالِ حوصله أش ابریست و ترجیح میدهد عشق را پشت ابرِ اندوهش پنهان کند
تا آفتاب سرزندگی و نشاط دوباره بتابد...
اینجور روزها برای همه ی آدمها اتفاق می افتد
چون هیچکس آنقدر قدرتمند نیست که حالَش همیشه خوب باشد و دوست داشتن را مدام زمزمه کند...
کاش حال بدِ هم را درک کنیم
و خستگی و بی حوصلگی را پای بی علاقگی نگذاریم....
راستی جانِ دلم
حتی وقتی حال حوصله ات ابریست
دوستت دارم..

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13
< 
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلیکی ها هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد