کلیکی‌ها یک شبکه اجتماعی ِ قدرتمند ِ مبتنی بر وب است که کاربران آن می‌توانند یک ارسال با طول بیشتر از 200 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربران، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروه‌ها، کارمندان، همکاران و انجمن‌ها با ایجاد یک شبکه اختصاصی قادر به ارتباط با یکدیگر بوده و به کمک تکنولوژی آر‌اِس‌اِس می‌توانند تازه ترین‌های سایت را پیگیری نمایند. کلیکی‌ها توسط هر وسیله‌ی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبال‌پذیر است!


سایت و ارسالهای آنرا از هر کجا که هستید توسط تلفن همراه و نسخه‌ی کم حجم آن دنبال نمایید.


با عضویت در گروهِ " اخبار سایت" از جدیدترین تغییرات و رویدادهای سایت مطلع شوید.



قصدِ ورود دارید ؟!

نام کاربری

رمز عبور

    امیر محمد
    امیر محمد

    پیری دیدم قباله ای در دستش

    یک تیشه و چمچه، ماله ای در دستش

    می آید و باوقار و هشتاد و سه سال !

    دست زن بیست ساله ای در دستش !
    امیر محمد
    امیر محمد

    شتر در خواب بیند پنبه دانه

    کچل را حسرت مو هست و شانه
    امیر محمد
    امیر محمد

    از دست زمانه تیر باید بخوری

    دائم غم ناگزیر باید بخوری

    گفتم به تو عاشقی مکن، کار تو نیست

    بچه! تو هنوز شیر باید بخوری!
    امیر محمد
    امیر محمد

    ساعتی از ته دل می نالید

    که بسی زنگ زدم در عالم

    خواب سنگین چه فراوان دیدم

    اهل بیدار شدن اما کم
    امیر محمد
    امیر محمد

    او از همه شکوه و شکایت دارد

    از دست خودش فقط رضایت دارد

    در گوشه خانه می نشیند تنها

    چون جغد به تک نشینی عادت دارد
    امیر محمد
    امیر محمد

    امیر محمد
    امیر محمد
    انگار که از دماغ فیل افتاده است

    یا از شکم کروکودیل افتاده است

    اما ورم قوزک پایش گوید

    از روی درخت نارگیل افتاده است

    https://setare.com/files/fa/news/1396/6/19/89472_412.jpg

    فـــَران ^ _ ^
    فـــَران ^ _ ^

    حوصله ندارم
    فعلاً
    Atena
    Atena

    +





    گفتند محبت کنید ...
    ازمحبت ، خارها گل می شوند 
    ما محبت کردیم ... 
    کسی گل نشد ، 
    خودمان خار شدیم !

    امیر محمد
    امیر محمد

    در زخم زبان، فوق تخصص دارد

    یک ریز، کنایه بر سرت می بارد

    او جز خود احمقش، کسی دیگر را

    یک آدم ساده هم نمی پندارد
    maria74
    maria74
    عشق یعنی
    امیر محمد
    امیر محمد

    به بانک عشق تو دارم وثیقه

    نگاهی کن بر این حسن سلیقه

    چو دانستم که فردا روز موزه است

    تو را تبریک گفتم ای عتیقه
    امیر محمد
    امیر محمد

    افسوس که عمر جاودان رفت از کف

    سرمایه شادی جهان رفت از کف

    دردا که جوانی ام چه بیهوده گذشت

    در دادن قسط و صف نان رفت از کف !
    بردیا
    بردیا


    علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

    که به ماسوا فکندی همه سایه هما را

    دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

    به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

    به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

    چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را

    مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ

    به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

    برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

    که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

    بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من

    چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

    بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب

    که علم کند به عالم شهدای کربلا را

    چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان

    چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

    نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

    متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

    بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت

    که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

    به امید آن که شاید برسد به خاک پایت

    چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

    چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان

    که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

    چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم

    که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

    «همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

    به پیام آشنائی بنوازد آشنا را»

    ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب

    غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا.


    Atena
    Atena
    @Sahar
    صفحات: 3 4 5 6 7