کلیکی‌ها یک شبکه اجتماعی ِ قدرتمند ِ مبتنی بر وب است که کاربران آن می‌توانند یک ارسال با طول بیشتر از 200 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربران، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروه‌ها، کارمندان، همکاران و انجمن‌ها با ایجاد یک شبکه اختصاصی قادر به ارتباط با یکدیگر بوده و به کمک تکنولوژی آر‌اِس‌اِس می‌توانند تازه ترین‌های سایت را پیگیری نمایند. کلیکی‌ها توسط هر وسیله‌ی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبال‌پذیر است!


سایت و ارسالهای آنرا از هر کجا که هستید توسط تلفن همراه و نسخه‌ی کم حجم آن دنبال نمایید.


با عضویت در گروهِ " اخبار سایت" از جدیدترین تغییرات و رویدادهای سایت مطلع شوید.



قصدِ ورود دارید ؟!

نام کاربری

رمز عبور

    shamim
    shamim
    قرآن به جز وصف علی آیه ندارد
    ایمان به جز از حب علی پایه نداره
    گفتم بروم سایه لطفش بنشینم
    گفتا که علی نور بود سایه ندارد.

    عید غدیر بر همگی مبارک
    فـــَران ^ _ ^
    فـــَران ^ _ ^
    [ من بی چون و چرای توام امّا
     صد حیف که دنبالِ چرایی و چگونه....]
    : )
    mina33
    mina33

    اذان مغرب به افق تهران التماس دعا دوستان گلم

    فـــَران ^ _ ^
    فـــَران ^ _ ^
    [ من به قربانِ خدا چونکه مرا غمگین دید
     بهرِ خوشحالیِ من ،در دلم انداخت را...]
    : ) 
    فـــَران ^ _ ^
    فـــَران ^ _ ^
    [ خدا برایِ دلِ من، را نگه دارد...]
    : )
    فـــَران ^ _ ^
    فـــَران ^ _ ^
    [ ای ردیف پلک هایت صنعتِ ایهامِ
     جانِ اشعارم فدایِ مصرعِ ابروی ِ ...]
    : )
    Mahsa
    Mahsa
    الهی تواین عید هرکی هر چی ارزو داره بهش برسه 
    برای همتون آرزوی سلامتی دارم
    amo saeid
    amo saeid

    خنده ات دل میبرد دلبر خوش خنده ام

    ghaasedk
    ghaasedk

    و تــو آن حضرت یــاری ک وجودت تمنای من اســت.♡

    Սիդ@阿里陌生人
    Սիդ@阿里陌生人
     آهو در طویله خران
    صیادی، یک آهوی زیبا را شکار کرد واو را به طویلة خران انداخت. در آن طویله، گاو و خر بسیار بود. آهو از ترس و وحشت به این طرف و آن طرف می‌گریخت. هنگام شب مرد صیاد، کاه خشک جلو خران ریخت تا بخورند. گاوان و خران از شدت گرسنگی کاه را مانند شکر می‌خوردند. آهو، رم می‌کرد و از این سو به آن سو می‌گریخت، گرد و غبار کاه او را آزار می‌داد. چندین روز آهوی زیبای خوشبو در طویلة خران شکنجه می‌شد. مانند ماهی که از آب بیرون بیفتد و در خشکی در حال جان دادن باشد. روزی یکی از خران با تمسخر به دوستانش گفت: ای دوستان! این امیر وحشی، اخلاق و عادت پادشاهان را دارد، ساکت باشید. خر دیگری گفت: این آهو از این رمیدن‌ها و جستن‌ها، گوهری به دست آورده و ارزان نمی‌فروشد. دیگری گفت: ای آهو تو با این نازکی و ظرافت باید بروی بر تخت پادشاه بنشینی. خری دیگر که خیلی کاه خورده بود با اشارة سر، آهو را دعوت به خوردن کرد. آهو گفت که دوست ندارم. خر گفت: می‌دانم که ناز می‌کنی و ننگ داری که از این غذا بخوری.
    آهو گفت: ای الاغ! این غذا شایستة توست. من پیش از این‌که به این طویلة تاریک و بد بو بیایم در باغ و صحرا بودم، در کنار آب‌های زلال و باغ‌های زیبا، اگرچه از بد روزگار در اینجا گرفتار شده‌ام اما اخلاق و خوی پاک من از بین نرفته است. اگر من به ظاهر گدا شوم اما گدا صفت نمی شوم. من لاله سنبل و گل خورده‌ام. خر گفت: هرچه می‌توانی لاف بزن. در جایی که تو را نمی‌شناسند می‌توانی دروغ زیاد بگویی. آهو گفت : من لاف نمی‌زنم. بوی زیبای مشک در ناف من گواهی می‌دهد که من راست می‌گویم. اما شما خران نمی‌توانید این بوی خوش را بشنوید، چون در این طویله با بوی بد عادت کرده اید.
    منبع.مثنوی معنوی
    دیدگاه · 3 ساعت قبل 5 +
    mina33
    mina33

    سلام عیدتون مبارک تعطیلات خوش بگذره بهتون

    ghaasedk
    ghaasedk

    دوستت دارم

    بیشتر از نفسی ڪہ می ڪشم
    گاهی نفسم بند می آید…
    اما دوست داشتنم
    هرگز بند نمی آید…

    وتا نفس می ڪشم
    دوستت دارم ..... عشق جانم تولدت مبارک 
    ‌‌‎‌‌‌

    آذر
    آذر

    -

    آذر
    آذر

    -

    Սիդ@阿里陌生人
    Սիդ@阿里陌生人
    .  پر زیبا دشمن طاووس
    طاووسی در دشت پرهای خود را می‌کند و دور می‌ریخت. دانشمندی از آنجا می‌گذشت، از طاووس پرسید : چرا پرهای زیبایت را می‌کنی؟ چگونه دلت می‌آید که این لباس زیبا را بکنی و به میان خاک و گل بیندازی؟ پرهای تو از بس زیباست مردم برای نشانی در میان قرآن می‌گذارند. یا با آن باد بزن درست می‌کنند. چرا ناشکری می‌کنی؟
    طاووس مدتی گریه کرد و سپس به آن دانشمند گفت: تو فریب رنگ و بوی ظاهر را می‌خوری. آیا نمی‌بینی که به خاطر همین بال و پر زیبا، چه رنجی می‌برم؟ هر روز صد بلا و درد از هرطرف به من می‌رسد. شکارچیان بی رحم برای من همه جا دام می‌گذارند. تیر اندازان برای بال و پر من به سوی من تیر می‌اندازند. من نمی‌توانم با آنها جنگ کنم پس بهتر است که خود را زشت و بد شکل کنم تا دست از من بر دارند و در کوه و دشت آزاد باشم. این زیبایی، وسیلة غرور و تکبر است. خودپسندی و غرور بلاهای بسیار می‌آورد. پر زیبا دشمن من است. زیبایان نمی‌توانند خود را بپوشانند. زیبایی نور است و پنهان نمی‌ماند. من نمی‌توانم زیبایی خود را پنهان کنم، بهتر است آن را از خود دور کنم.
    منبع.مثنوی معنوی
    دیدگاه · 3 ساعت قبل 4 +
    صفحات: 9 10 11 12 13