قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران

مشخصات

موارد دیگر
hamid
8 پست
مرد
1398/11/25

دنبال‌کنندگان

(13 کاربر)

مدال و افتخارات

بازدیدکننده

607 کاربر
hamid
hamid
بعضی چیزها را
باید سروقت خودش داشته باشی ...
وقتش که بگذرد ،
دیگر بود و نبودش برایت فرقی نمیکند !
چون به نبودنش عادت کرده ای
و یاد گرفته ای چگونه بدون اینکه داشته باشی اش ، زندگی کنی ...
بعضی چیزها ، مثل حس ها و تجربه ها ، دوره ی خاص خودش را دارد ‌‌...
مثلأ یک دوره ای
آدم دوست دارد عاشق باشد ...
مثل خیلی های دیگر کادو بخرد ،
ذوق کند ، برای کسی مهم باشد ...
وقتی نیست ،
زمانش که بگذرد ، دیگر فایده ای ندارد ...
کم کم به تنها بودن میان جمعیت بزرگ دو نفره ها عادت میکنی و یاد میگیری تنهایی حال خودت را خوب کنی 
اینکه میگویند :
عشق تاریخ مصرف ندارد
و پیر و جوان نمی شناسد ، درست ..
اما عاشق شدن در بیست سالگی با عاشق شدن در چهل سالگی قابل مقایسه است ؟
آدم یک چیزهایی را
سر وقت خودش باید داشته باشد ..
وقتی سرزنده و شاد است 
وقتی جوان است ...
یک چیزهایی مثل عشق
و حس و حال عاشقی ،
وقتش که بگذرد ، رنگش خاکستری میشود !
و شاید هرگز نتوانی تجربه اش کنی ،
هرگز ...
‌_عابدین_پور
پ ن:آدما هيچ وقت اولين اتفاقاى زندگيشون رو يادشون نميره
قبول دارى؟؟
هيچ‌كس عشق اولش رو يادش نميره
اولين معلمش،
اولين بارى كه دست يک نفر رو عاشقانه گرفت،
اولين  بوسه،
اولين رفيق،
اولين قرار،
اولين جدايى،
اولين ... اولين ... اولين
اين اَولينا  تا آخرين روز زندگی باهاتن.
حواست باشه كه چيو، ميخواى واسه خودت براى اولين بار خاطره كنى،
اولين خاطره‌ها، تاريخ انقضاء ندارند.

hamid
hamid
دلم هوای تو را دارد ...
 خدا کند راست باشد که می گویند : " دل به دل راه دارد "
hamid
hamid
قشنگ ترین قولی که بهم دادی این بود که هیچ ‌وقت به هیچ وجه قیدِ منو نمی‌زنی.
می‌گفتی تو تموم دنیامی، بی تو دنیام یهو خالی میشه!
می‌گفتی هیچ‌وقت نمی‌تونم برم؛ اگه بخوام برم اصلا کجا برم؟!
جایی‌ رو ندارم که....
مگه چند تا قلب توی دنیا هست که من توش جایی داشته باشم؟!
اما تنها دروغی که بهم گفتی این بود که قشنگ ‌ترین قول دنیا رو بهم دادی!
تو که جایی واسه رفتن نداشتی،
بهم بگو الان کجایی؟!..

[مانلی آوین]
پی نوشت : 

نمیگم کاش رفتن بلد نباشی
میگم کاش بلد باشی ولی نری!
...
میگما
این همه از نامردی این و اون گفتیم،
نکنه ما هم نامرد قصه یکی دیگه ایم!؟  هوم ؟
11 دیدگاه · 1399/02/21 - 17:48 23 +
hamid
hamid
❤ تا وقتــے ڪســـے در ڪنارتان هست
خـــوب نگاهش ڪنیـد....
گاهـــے آدم هاے زندگیتان آنقدر سریع مــےروند
ڪہ حسرت یڪ نگاه سر سرے
را هم به دلـت میگزارند.
آنقدر سریع,آنقدر ناگهانـے ڪہ تو میمانــے و
ساعت ها جستجو لابه لاے خاطره هایت
براے به یاد آوردن نگاهشان,عطـر تنشان,...
و این ساعــت ها در ڪافہ ڪنج افڪارت آنقدر تڪرار مــےشوند...
ڪہ خودت را هم گم مــےکنــے مابین نگاهشان,
تا نگاهی بیابی,حرفـــے را بہ خاطر بیاورے بهتر از دیروز.....
حق الناس همیشه پول نیست,گاهی دل است
دلی ڪہ باید بدست بیاوریم و نیاوردیم,دلــے ڪہ وابستہ کردیم و شڪستیم و رها ڪردیم...
دل هاے غمگینــے ڪہ بــے تفاوت از کنارشان گذشتیم
ولـــے خدا از حق الناس نمی گذرد...
کاش ناگهانــے در زندگــے انسان ها رخ ندهیم بعد برویم و با جملہ ے تا قسمت چہ باشد خودمان را گول بزنیم قسمت اراده ے ماست
لحظہ اے اتفاق بیفتید ڪہ همیشگــے باشـید.
65 دیدگاه · 1399/02/18 - 18:08 23 +
hamid
hamid
برای به یاد آوردن یه نفر،
یه بهانه‌ی کوچیک کافیه،
اما کی می‌دونه برای فراموش کردن،
چند سال باید بگذره؟
از کجا معلوم که با مرگ،
همه‌ی خاطرات فراموش می‌شن؟
کاش آدم آرزوهاش رو توی دنیا بذاره،
خاطراتش رو به گور ببره.
توی قدیمی‌ترین عکسها،
همیشه یه نفر هست،
که هیچ‌وقت لبخندش کهنه نمی‌شه.
یه روز همه‌ی آدما،
می‌رن سراغ یه عکس قدیمی،
کنار یه عشق قدیمی،
زل می‌زنن به یه بغض قدیمی و می‌گن؛
«خیلی ممنون،
که یه روز با تمام وجود دوستم داشتی».
،نوشت : 
گفت بعد از من به
دنبال کسی دیگر بگرد
کاش بعد از رفتن او
پای گشتن داشتم...


+ چه صنمی باهاش داری؟
- گذشته‌ی بی‌آیندمه!
75 دیدگاه · 1399/02/15 - 11:47 24 +
hamid
hamid
می‌گفت:" باید دستم را می‌گرفت و نگهم می‌داشت. باید آرامم می‌کرد و در گوشم می‌خواند درست می‌شود. من که به او مهلت داده بودم، من که داشتم آرام آرام می‌رفتم ... چرا دستم را نکشید؟ چرا نگفت بمان ؟ چرا ندید که دوستش دارم ؟ من که گفته بودم زمین و زمان را به هم می‌ریزم برای داشتنش. پس حواسش کجا بود ؟"
شکرِ بیشتری در قهوه اش ریخت و تند تند هم می‌زد. چشمم افتاد به حلقه ی توی دستش. متوجه نگاهم شد. سعی کردم نگاهم را بدزدم اما دیر شده بود. گفت : " این که او نیست. این یکی دیگر است. ده سال از نداشتنِ او می‌گذرد. ده سال از وقتی که فهمیدم همه ی دوست داشتن‌اش حرف است و دروغ می‌گذرد. میدانی ؟ حواسش نبود. یعنی نمی‌خواست که حواسش باشد. آدم که با یک بی‌حواس به جایی نمی‌رسد. دوست داشتنم روی زمین افتاده بود. نه خم می‌شد که بردارد و خاکش را بگیرد نه می‌گذاشت خودم بردارم. مدام به او گفتم بردار و گردش را بگیر، اما حواس نداشت. دستِ آخر خودم برداشتمش .. و رفتم. دل کندم. کنار گذاشتم. به گمانم تازه فهمید چه شده. تازه فهمید کجای قصه باران گرفته بود و او خیس نشده بود... اما من دیگر رفته بودم. حالا هم ده سال می‌گذرد و به داشتنِ آدمِ دیگری مشغولم. شاید بینمان عشق نباشد اما دوست داشتنش می‌ارزد ، آغوشش می‌ارزد به هزار دوستت دارمی که حواسش نیست.
این ها را گفتم فکر نکنی هنوز دلم جا مانده ! فکر نکنی غصه ی نداشتنش را می‌خورم. چند دقیقه پیش که اتفاقی دیدمش یادم افتاد چقدر نمیخواهمش و تا به حال کسی این چنین عمیق از چشمم نیفتاده بود! حالا هم دیگر مهم نیست چه بر سرِ دوست داشتنش آورده، وقتی آن جا که باید؛ دستِ ماندنم را نگرفت ...
این ها را گفتم که بدانی باید حواست باشد وگرنه عشق همیشه و همه جا اتفاق نمی‌افتد ...

 نوشت:قبل از شروع رابطه،
قبل از شوخی شوخی،
جدی جدی شدن،
قبل از ردپا گذاشتن روی قلب دیگری،
خوب براندازش کنید!
نکند ایرادی،
اشکالی،
نقصی داشته باشد
که بعد ها توجهتان را جلب کند...
دلم میگیرد وقتی میبینم
روز به روز بر آمارِ آدم هایی افزوده می شود که می شنوند:
"ما به درد هم نمی خوریم..."

10 دیدگاه · 1399/02/12 - 17:47 23 +
hamid
hamid
یادته وقتی حرف گوش نمیکردیم،بزرگ تر ها میگفتن،بچه چقدر تو زبون نفهمی!
بعد ها،میخواستن دعات کنن،میگفتن کاش هیچ وقت،گیر ادم زبون نفهم نیوفتی!
الان میبینم دور و برمو،که
هر کی یه جوری،یه زبون نفهم توی زندگیش داره که دوسش داره!
زبون نفهم هایی که،
صدبار بهشون ثابت کردی علاقه تو،ولی اخرشم منتظرن یکی دیگه بیاد دستاشونا بگیره!
اونایی که،
واسه بودنشون،پا گذاشتی رو همه!اما اونا همه رو میبینن جز تو!
اونایی که،هر روز میگی دوست دارم!میگن وظیفته!
اونایی که،بد رفتار کردن،رفتن!ولی بازم یکی داره برای برگشتنشون دعا میکنه رو،زجر میدن!
یه نوع زبون نفهمی حادی هم است!
اینکه،
دل خودت،زبون نفهم میشه!
میبینی،همه تلاشتو کردی!
چیزی کم نزاشتی!
اما،نداریش!
میبینی،وقتی بود
دلت شکسته!
چشماتو خیس کرده!
از زندگی سیر ات کرده!
هر حرفی بهم چسبونده!
ولی،
دل ات نمیفهمه!
یه ادم هایی،
سالهاست دارن با دل زبون نفهمشون میجنگن!
اما،
نتونستن شکست اش بدن!
یه جای زندگیشون درد میکنه!
بخشیدن
ولی،
نتونستن فراموش کنن!
بیا
آدم زبون نفهم،قصه کسی نشیم…!
#فرنوش-همتی
تو اجازه نِمیدی آدمهای عوضی تو خونه‌ت زندگی کنن، چرا اجازه میدی تو فکرِت زندگی کنن؟
پی نوشت: ‏- هَمهِ چی تاریخ اِنقضاء داره!+ حَتی آدما؟!- حَتی آدما..!
46 دیدگاه · 1399/02/8 - 12:08 25 +
hamid
hamid
عشق وجود دارد ..

‏فقط بعضی ها مثل آیدا می مانند و شاملو می سازند 

‏اما بعضی ها مثل ثریا میروند و شهریار را میکشند ..

18 دیدگاه · 1398/12/1 - 18:35 31 +

کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلیکی ها هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد