قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران

amir

همیشه خوب باشم درباره »

مشخصات

موارد دیگر
amir
4186 پست
امتياز: 15049
1367/01/05
حالت من: مهربون
ليسانس
اسلام
ايران - خراسان رضوي
با خانواده
نميکشم
شنا .... گیتار

دنبال‌کنندگان

(11 کاربر)

مدال و افتخارات

بازدیدکننده

1204 کاربر
amir
amir
پستای من بدون مخاطبه بیشترشون واسه دل خودمه و از روی علاقه به مطلب وعکسی ویا باتوجه به زیباییش میزارم..
amir
amir
و اخرین پست امروزم 


خوشبختی ینی

بودن تو ب توان"ابدیت"... ارزوی خوشبختی برای همه

amir
amir

اسمش چیست؟

این حس این حال
همین که وقتی به تو فکر می کنم
از گوشه ی لب هایم لبخند چکه می کند …

amir
amir

چترها را باید بست

زیر باران باید رفت
فکر را خاطره را زیر باران باید برد
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید برد
عشق را زیر باران باید جست

#سهراب _سپهری

amir
amir

گاهی با یک قطره، لیوانی لبریز می شود

گاهی با یک کلام، قلبی آسوده و آرام می گردد
گاهی با یک کلمه، يك انسان نابود می شود
گاهی با یک بی مهری، دلی می شکند!!! مراقب بعضی یک ها باشیم ...
در حالی که ناچیزند، همه چیزند
و گاهی یک حرف...یک زمستان آدم رو گرم نگه میداره
و گاهی یک حرف...یک عمر آدم رو سرد میکنه...
"حرفها چه کارهایی که نمیکنن..

amir
amir

آدمای مهربون ...

احمق نیستن،
فقط فکر میکنن...
”همه توی سینشون قلب دارن“

amir
amir
به سراغ من اگر می‌آیید
نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من
سهراب سپهری
amir
amir

آسمان دلت که گرفت

باران میشوم برایت...
روی گونه هایت جا خوش میکنم،
اشکهایت را قطره قطره همراه میشوم
تا کنارِ انحنای لبهایت...
بوسه،
باران،
بوسه بارانت میکنم

amir
amir

‌من آن قدر در این عشق

آرامم
که اگر کرم ابریشمی به تنم پیله کند
پروانه می شود.

amir
amir

‌دوست می‌دارم

آن وجب خاکی که تو هستی
من که در مراتع سبز افلاک
ستاره‌ای ندارم،
این تکرار توست
تو،
تکثیر دنیای من...

در چشمان درشت تو نوری است
که از سیارات مغلوب به من می‌تابد
بر پوست تو،
بغض راه‌هایی می‌تپد
هم مسیر شهاب و تندر باران
منحنی کمرت
قرص مه‌تابِ من شد
و خورشید،
حلاوت دهان ژرف تو
نور سوزان و عسلِ سایه‌ها
من در خفا
میان سایه و روح
دوستت دارم.

amir
amir

گفت:بلاخره یروز مجبورى فراموشش کنى!

گفتم: رفت و اومد باد رو تا حالا دیدى؟!
تو دستات گرفتیش؟
تونستى نگهش دارى یا پرتش کنى اونور؟
نه!
عصرى نشستى تو بالکن دارى برگه صحیح میکنى یهو بیخبر میپیچه تو برگه ها بهمشون میریزه!
یادِش باده!
یهو مپیچه بهم و بهمم میریزه!

amir
amir
من آن قدر دوستت دارم
که از تو می ترسم
در پوست خود پنهان می شوم
و از تو فاصله می گیرم
مبادا صدای قلبم
اوقات تو را بیازارد
و یا نوازش های نسنجیده ام
احوال دریایی ات را
طوفانی کند
amir
amir

‌قادر نیستم با کلمات بیان کنم‌

حسرتی که در من است،
در کلمات نمی‌گنجد.
اما در خالیِ آغوشِ گشوده‌ام
در جریانِ خونِ رگ‌هایِ بازوان‌ام
در هر ضربان قلب من
تو
طنین‌انداز می‌شوی
عبور می کنی
دوباره به من بازمی‌گردی
و تا ابد
می‌مانی.

تو از عمق وجودم،
سرچشمه می‌گیری.
اما
هر نفس
در سرمای وجود من
یخ می‌زند
منجمد می‌شود
و به یادم می‌آورد
تو
همان کسی هستی
که
دوباره
و دوباره
مرا ترک‌ گفت.

amir
amir

‌از همان ابتدا می‌دانستم

که هر عشق بزرگی،
طرحی برای دوری و جدایی‌ست..

amir
amir

آهسته در گوشت بیا چیزی بگویم :

 پیراهنم، پیراهنت را دوست دارد ...

amir
amir

‌تا روانم هست

خواهم راند نامت بر زبان

تا وجودم هست
خواهم کند نقشت در ضمیر

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلیکی ها هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد