قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران

مشخصات

موارد دیگر
Saye
114 پست
زن - مجرد
0000/00/00

دنبال‌کنندگان

(2 کاربر)

مدال و افتخارات

بازدیدکننده

1517 کاربر
Saye
Saye

00:00

دیدگاه · 1399/03/6 - 00:00 4 +
Saye
Saye
شاید اون یکی دیگه رو دوست داره که نشد بهم بگه آره
نتوسنت به روم بیاره …
شاید تب عشق من زیادی بود واسه اون یه حس عادی بود
که تونست تنهام بذاره …

شاید_بابک جهانبخش

Zahra
دیدگاه · 1399/03/5 - 13:59 3 +
Saye
Saye
طولانی ولی عجیب دلچسب
.
تو پدر خوبی میشی ...‌
اینو همیشه زری بهم می گفت، زری دختر همسایمون بود... تو همه ی خاله بازی ها من شوهر زری بودم ،  رضا و سارا هم بچه هامون ...همیشه کلی خوراکی از خونه کش می رفتم و میاوردم واسه خاله بازی، ناسلامتی مرد خونه بودم ، زشت بود دست خالی بیام ... یادمه یه‌بار پفک و یخمک و آجیل تو خونه نداشتیم منم قابلمه ی نهارمون رو بردم واسه زن و بچه م!! وقتی رفتم تو حیاط ،‌زری داشت به بچه ها می گفت سر و صدا نکنید الان باباتون میاد... وقتی زری می گفت باباتون، جوگیر می شدم...‌واسه همین برگشتم تو خونه و از تو یخچال دوغ برداشتم ، آبگوشت بدون دوغ مزه نداشت ... نهار رو خورده بودیم که مامانم سر رسید ...‌دید جا تره و بچه هم هست ولی آبگوشت نیست که نیست ... یه دمپایی خوردم، دو تا لگد به باسن ، گوشمم یه نیمچه پیچی خورد ...بابام که اومد خونه وقتی شاهکارم رو با پیاز داغ اضافی از مامانم شنید خندید و بهم گفت تو پدر خوبی میشی ، منم ذوق مرگ شدم...
اون وقتا مثل الان نبود که بچه ها از آدم بزرگ‌ها بیشتر بدونن ، اون وقتا لک لک ها بچه ها رو از آسمون  میاوردن... ولی یواشکی میاوردن که کسی اونا رو نبینه و بگه اینو‌ بهم بده اینو نده ، سوا کردنی نبود ... ولی من همیشه خوشحال بودم که لک لک بچه رسون منو اینجا گذاشته...
یه روز فهمیدم بابام خونه خریده و داریم از اینجا می ریم... وقتی به زری گفتم کلی گریه کرد...درد گریه ش بیشتر از همه ی کتک هایی بود که خورده بودم ...منم جوگیر‌، زدم زیر گریه... مرد که گریه نمی کنه دروغ آدم بزرگاست، تو خاله بازی ما مرد هم گریه می کرد... روز آخر هر‌چی پول از بقیه ی خرید ماست و نون و پیاز جمع کرده بودم رو برداشتم و رفتم واسه زری و رضا و سارا یادگاری گرفتم ... واسه زری یه عروسک گرفتم، گفت اسمش رو چی‌بذارم گفتم دریا ،‌ وقتی یادگاری رضا و سارا رو دادم به زری تا به دستشون برسونه واسه آخرین بار بهم گفت تو پدر خوبی میشی ... گذشت و دیگه هیچوقت زری رو ندیدم تا امشب ...‌تو جشن تولد یه رفیقی... خودش بود ،‌ همون چهره فقط قد کشیده بود... رفیقم رو کشیدم کنار و‌گفتم این کیه؟ گفت زری خانوم رو میگی؟ وقتی مهمون داریم میاد کارامون رو انجام میده...آخه شوهرش از داربست افتاده و نمی تونه کار کنه، گفتم بچه هم داره ،‌ گفت تو‌ که فضول نبودی، آره یه دختر داره،  دریا... زدم از خونه بیرون با دو جمله که مدام تو‌ ذهنم تکرار میشه...
دریا خانوم لک لک بچه رسون دست خوب 6کسی سپردتت ...
زری زری زری ...نمی دونم من پدر‌خوبی‌میشم‌ یا نه ولی‌ می دونم تو مادرخوبی شدی....

#حسین_حائری
9 دیدگاه · 1399/03/3 - 18:08 6 +
Saye
Saye
"دخترها هیچوقت بزرگ نمیشوند"
این جمله را باید تیتر تمام مجلات و
روزنامه ها کرد تا همه ی مردم بدانند
که دخترا ها هر چقدر هم که سنشان
بالا برود باز همان دختر بچه ی هفت
ساله کودکیشان هستند،با این تفاوت
که فقط قد و قواره شان بزرگتر شده
دختر ها هر چقدر هم که سنشان بالا
برود،گاهی هوس میکنند در شلوغیهای
شهر بین این مردم دستشان را بگیری و
جیغ بزنند ؛ گاهی دوست دارند بلند بلند
بخندند ،گاهی به دلشان میخورد پابه پای
بچه ها بازی کنند ، لج کنند ، قهر کنند ..
دوست دارند هر روز لباس روشن بپوشند
و شاد باشند، گاهی دلشان برای حرف زدنهای
کودکانه ،نوازش های کودکانه و همینطور
عشق تنگ میشود . راستش را بخواهید
دخترها حتی وقتی مادر هم میشوند باز
همانقدر کودکند فقط این ما مردها بودیم
که هیچوقت نتوانستیم باور کنیم که
"دخترها هیچوقت بزرگ نمیشوند" ..

#مسلم_رحیمی
دیدگاه · 1399/03/2 - 14:01 6 +
Saye
Saye
دوستی میگفت:
عاشق دو نفرم، پت و مت!
گفتم :
حتمابه خاطراینکه خیلی خنده دارن.
گفت نه،
بخاطر اینکه دنیا رو هم خراب کنن، همدیگر رو خراب نمیکنن!
دیدگاه · 1399/02/28 - 20:29 4 +
Saye
Saye
دوست دارم تو را برای یک روز
از خدا قرض بگیرم و فردا
هرچقدر تماس گرفت گوشی را برندارم!
دیدگاه · 1399/02/28 - 04:22 4 +
Saye
Saye
و تو باید اقلا یک دوست قدیمی داشته باشی،
یکی که سرایدار دبستانت را یادش بیاید
یکی که گریه کردنت در کودکی را دیده باشد
یکی که  ترس را در چشمت دیده باشد
یکی که از خجالت سرخ شدنت را دیده باشد
یکی که با هم پشت سر معلم کلاس مدرسه حرف زده باشید
یکی که تولد برادر کوچکت را یادش باشد
یکی که جوانی پدر و مادرت را دیده باشد
یکی که عاشق شدنت یادش باشد
یکی که پای درددل‌های نوجوانیت نشسته باشد
یکی که اسم اولین دوست دخترت را بداند
یکی که با هم گم شده باشید
یکی که برای قسر در رفتنت دروغ گفته باشد
یکی که بی‌پولی تو را دیده باشد
یکی که ناامیدیت را دیده باشد
یکی که زمین خوردنت یادش بیاید
یکی که از بلند شدنت خوشحال شده باشد
یکی که کنکور قبول شدنت را تبریک گفته باشد
یکی که اگر بچه داری بچه‌ات را بغل کرده باشد
یکی که اگر بچه دارد بچه‌اش را بغل کرده باشی
یکی که با بغض تو بغضش گرفته باشد، یکی که پای تلفن با هم گریه کرده باشید.
تو باید اقلا یک دوست قدیمی داشته باشی... 

#امیرعلی_بنی_اسدی


Saye
Saye

00:00

دیدگاه · 1399/02/27 - 00:00 7 +
Saye
Saye
چشمان تو که از هیجان گریه می کنند
در من هزار چشم نهان گریه می کنند

نفرین به شعر هایم اگر چشمهای تو
اینگونه از شنیدنشان گریه می کنند

بانوی من چگونه تسلایتان دهم؟
چون چشمهای باورتان گریه می کنند

پر کرده کیسه های خود از بغض رودها
چون ابرهای خیس خزان گریه می کنند

وقتی تو گریه می کنی ، ای دوست در دلم
انگار که ابرهای جهان گریه می کنند

انگار باتو، بار دگر خواهران من
در ماتم برادرشان گریه می کنند

درماتم هزار گل ارغوان مگر
باهم هزار سرو جوان گریه می کنند

انگار عاشقانه ترین خاطرات من
همراه با تو ، مویه کنان گریه می کنند

حس می کنم که گریه فقط گریه تو نیست
همراه تو زمین و زمان گریه می کنند

#حسین_منزوی
دیدگاه · 1399/02/25 - 23:59 7 +
Saye
Saye

00:00

Saye
Saye
نه کسی را می خواهم که عاشقم باشد ،
نه نیازی به توجه و محبتِ کسی دارم ...
این روزها ؛
فقط خلوتی دنج و بدونِ واسطه می خواهم ،
به دور از نگاه ها ،
به دور از قضاوت ها ،
به دور از تمامِ بی انصافی ها ...
جایی که نه صدایی باشد برایِ شنیدن ،
نه حرفی برایِ گفتن ،
و نه اشکی برایِ ریختن ...
جایی که کمی نفس بکشم ،
کمی فکر کنم ،
کمی آرام بگیرم ... !


#نرگس_صرافیان_طوفان
Saye
Saye

00:00

Saye
Saye
در من چیزی کم بود
و در این زندگانی هم چیزی کج بود
میان ما و این زندگانی یک چیزی گنگ ماند
ما دیر آمدیم، یا زود؛
هرچه بود به موقع نیامدیم!

#محمود_دولت_آبادی
دیدگاه · 1399/02/21 - 19:51 5 +
Saye
Saye

00:00


آرزو میکنم آرزوتون آرزوی کسی نشه❤️
Saye
Saye
و كسی چه می‌داند كداممان تنها تريم؟
دختری كه سال‌هاست كسی را به زندگيش راه نمی‌دهد؟
 يا مردی كه برای تجربه‌ی دوباره‌ی آن بوسه، تمام دختران شهر را امتحان می‌كند؟

#ساینا_سلمانی
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8

کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلیکی ها هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد