قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران

μɘнґѦ฿∀⒩

کسی که باید ازم کلی چیز میدونه.نیازی نیست به همه توضیح بدم . درباره »
کاربر VIP

مشخصات

موارد دیگر
μɘнґѦ฿∀⒩
836 پست
امتياز: 1985
زن - متاهل
0000/00/00
حالت من: ناراحت

دنبال‌کنندگان

(4 کاربر)

مدال و افتخارات

بازدیدکننده

696 کاربر
μɘнґѦ฿∀⒩
μɘнґѦ฿∀⒩
دیدگاه · 1398/12/2 - 03:01 11 +
μɘнґѦ฿∀⒩
μɘнґѦ฿∀⒩
#دلــــــــــبرا
دوستت دارم .❤❤❤

دیدگاه غیرفعال · 2 ساعت و 47 دقیقه قبل 3 +
μɘнґѦ฿∀⒩
μɘнґѦ฿∀⒩
[ آدمیزآد تو هر سنی مُدآم تغییر میکُنه !
هم از لحآظِ چهره
هم خلق و خو !
حتی ممکنه علآیقش هم متفآوت تر از قبل بشه !
خودِ من شآید چند سالِ پیش 
عطرِ گل مریم و رز برآم لذت بخش بود !
جذبِ رمان هآی عآشقانه میشدم ..
اهلِ چایی خوردن اونم تو هر سآعتی از روز نبودم !
امآ الان عطرِ گلِ نرگس مستـم میکُنه
یه کتابِ شعر حآلمو خوب میکنه !
و هوسِ یه فنجون چآی تو هر ساعتی از روز سرآغم میآد !
امیدوآرم همه ی تغییرات زندگیتون قشنگ بآشن ! 
" عشق برآتون ❤❤ " ]
دیدگاه · 4 ساعت قبل 4 +
μɘнґѦ฿∀⒩
μɘнґѦ฿∀⒩
[ درست همونجآ که دآره
آستین پیرآهنِ چهارخآنه اش رآ تآ میزنه و زیر لب آهنگ میخونه و ابروهآش توی هم گره خورده ..
درست همونجآ " دل بر " نیست که !
جآن میبرد " جآن "  ]❤❤❤

دیدگاه · 4 ساعت قبل 4 +
μɘнґѦ฿∀⒩
μɘнґѦ฿∀⒩
[ بآ صدای بلند گفت :
" حذر از عشق ندآنم ، بی تو هرگز نتوآنم ، نتوآنم .. "
بلافاصله بآ خوشحالی گفتم : 
" به به میبینم که تو این مدت که ندیدمت کلی تغییرآت اسآسی کردی " بعد با کلی ذوق نگآهش کردم ..
هنوز از حرفم نگذشته بود که بآ خنده گفت :
" نه بآبآ تغییر چیه ! عشق چی هست اصلا !؟
اینآ رو صب تو یه پستی خوندم ! "
و دوبآره در حالی که سگش رآ در آغوش گرفت و نوآزش کرد خنده اش را سر داد ..
نگآهش کردم و گفتم :
" عشق یعنی همین ، همین احساسی که به سگت دآری ، همین وقت ، توجه و رسیدگی که بهش میکنی " گفت : " حآلا هر چی !
حدآقلش اینه که محبت کردن بهش بهم آسیب نمیرسونه ! امآ آدما تکلیفشون با خودشونم معلوم نیست ! "
گفتم : " همه که آسیب نمیرسونن که !
چون یه جا توسط یه آدم اشتباه ضربه خوردی دلیل نمیشه همه رو بآ عینک بدبینی ببینی ،
در ثآنی چرا فکر نمیکنی ایرآد از انتخآب خودت بود ،
آدم اشتباه ، آدمی که معیآرها ، چهارچوب روابطش ،
خط قرمز و تعهدآتش با تو فرق دآره رو انتخآب میکنی بعد وقتی بد میبینی میگی همه همینن ! "
یکم سکوت کرد بعد گفت : " اصلا تو رآست میگی ، اما من یاد گرفتم دیگه به فکر نجات خودم بآشم ، پس کلا قید همه چی رو زدم ، قلبم رو هم بستم !
نه کسی بیآد ، نه کسی بره ! راحت ! "
نگاهش کردم .. وقتی هنوز به این آگاهی نرسیده بود که متوجه شود زندگی فقط احساس کردن است و باید با قلبش لمسش میکرد نه منطق بدبینی اش ، دیگر ادآمه ندادم زیرا میدانستم با اجبار نمیشود ،
هر کس در نهآیت خودش باید به نقطه ی آگاهی برسد ..
در را باز کردن که بروم که بی اختیآر گفتم :
" اما دیر نشه ! "
در حالی که انتظار رفتنم را نداشت پرسید : " چی دیر نشه !؟ "
جواب دادم : " زمآن .. بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود .. " ]
دیدگاه · 4 ساعت قبل در Nyctophilia 5 +
μɘнґѦ฿∀⒩
μɘнґѦ฿∀⒩
[ برآی خآنوم هآ 
عبآرتی قشنگ تر و هیجآن انگیزتر
از " مالِ منی " وجود ندآره ^❤
ازش استفآده کُنید ..   ]
دیدگاه · 4 ساعت قبل 5 +
μɘнґѦ฿∀⒩
μɘнґѦ฿∀⒩
[ دلبرا آمدی
جآنم به قربانت ولی
اول بغل ! ❤❤]


دیدگاه · 4 ساعت قبل 5 +
μɘнґѦ฿∀⒩
μɘнґѦ฿∀⒩
[ اولآش فکر میکردم همه چیز نوبتیه تآ دیدم همیشه اون اول صبح بخیر میگه ..
خیآلم راحت بود از اینکه مثلِ من فکر نمیکُنه !
امآ بعد از یه مدت دیدم منم بعضی روزآ زودتر از اون صبح بخیر میگم ..
دیدم عآشقش شدم !
عآشقِ اینکه اون مثلِ بقیه نبود .. که توی ذهنش مثلِ بقیه نوبتی بآزی در بیآره یا دوست دآشتنشو ازم پنهون کنه ..
یهو دیدم خودمم مثلِ اون شدم !
دیدم منم دیگه واسم این چیزآ مهم نیست ..
رآستش آدم بعد از اینکه یه سری شکست هآ رو تجربه میکنه .. عآشقِ کسی میشه که بشه بهش با خیالِ راحت محبت کرد .. ❤❤❤ ]

دیدگاه · 4 ساعت قبل 4 +
μɘнґѦ฿∀⒩
μɘнґѦ฿∀⒩
[ شب بآید تو چهآر دیواریِ بغلت
قفل و زنجیرم کُنی ❤ ]


دیدگاه · 4 ساعت قبل 3 +
μɘнґѦ฿∀⒩
μɘнґѦ฿∀⒩
[ یکی بآید باشه که کنارش از خیس شدن زیرِ بآرونُ بهم خوردنِ آرایشت نگرآن نباشی ..
یکی که وقتی باهآش غذا میخوری بتونی بآ دهنِ پر حرف بزنی و از تهِ دل بخندی بدون اینکه نگران بآشی چشمات کآمل محو میشه و دو ردیفِ دندونت پیدا ..
یکی که باهات بیآد خرید و ساعت هآ پا به پآت راه بیاد و غُر نزنه !
بشه تو بغلش گریه کرد
بدونِ ترس از اینکه چشمآت قرمز بشه و صورتت باد کنه ..
باهاش بتونی هر آهنگِ مسخره ای رو گوش بدیُ جلوش دیوونه بآزی در بیاری و اون دیوونه تر بآشه !
یکی که یهو وسطِ پیاده رو وایسه و با حالتِ جدی بگه : + راستی میدونستی ؟!
و تو شوکه بهش خیره بشی و با چشمای از حدقه در اومده بگی : - چیو ؟!
+ که چشمات همه زندگیمه ^^
و تو بمیری از ذوق و دوتآیی بزنین زیر خنده ..
بیخیال نگاهِ مردم ..
وقتی حالت بده مثلِ مجسمه نشینه جلوت و بخواد بهت دلداری بده .. بیاد ببرتت یه جآیِ خلوتُ دوتایی انقدر فریاد بزنید که صدآتون بگیره و بعد بشینید به صدای جیغ مآنندِ همدیگه بخندید ^^
یکی که از خودت بیشتر بهت اعتمآد داشته باشه ..
یکی که وقتی بآهمید حتی به گوشی هآتون فکر هم نکنید !
آره ..
تو زندگیِ هممون یکی باید بآشه 
که آغوشش بوی " امنیت " بده ..
و بوسه هاش طعمِ عشق 
یکی که پشتُ پنآهت باشه و دوآی دردات .. ! ❤ ]

μɘнґѦ฿∀⒩
μɘнґѦ฿∀⒩

❤❤❤

دیدگاه · 4 ساعت قبل 3 +
μɘнґѦ฿∀⒩
μɘнґѦ฿∀⒩
زنــدِگـی زیبـاسـٺ
یَعنــی
دُرسـٺ از هَماݩ لَحظہ ای کِہ
تـــــ❤ــــو
تمـــام زنــدِگـی ام شُـدی


دیدگاه · 4 ساعت قبل 5 +
μɘнґѦ฿∀⒩
μɘнґѦ฿∀⒩

شیطون بلا
دیدگاه غیرفعال · 4 ساعت قبل 4 +
μɘнґѦ฿∀⒩
μɘнґѦ฿∀⒩
ڪوتاه مے‌گویم ؛

دوستت دارم

امّا …..

از دوست داشتنت …

ڪوتاه نمے‌آیم …
دیدگاه · 4 ساعت قبل 5 +
μɘнґѦ฿∀⒩
μɘнґѦ฿∀⒩
[ اصلآ معنای حقیقیِ وطن 
همون آغوشِ یآره
مابقی سوء تفاهُمن .. ! ^^❤ ]


دیدگاه · 4 ساعت قبل 4 +
μɘнґѦ฿∀⒩
μɘнґѦ฿∀⒩
سالهای بَعد
که پسرم بزرگترشداورا آغوش گرفتم
به او یاد دادم وگفتم دوست داشتن
از سرِ راه نیامده ..
اصالت دارد !
یادش دادم از هَمان کودکی 
میتواند همه را دوست داشته باشد
اما
آخرِ سر
عاشقِ یک نفر بشود ...
دستانش باید
مرهم دستانِ ظریفی باشد
که تمامِ دلهره هایش را به او میسپارد ...
 یادش دادم
مردانگی را بلد باشد
آن هم نه با سبیل و زورِ بازو !
بلکه با دوستت دارم گفتن های ناگهانی
و زل زدن در چشم هایی که تمامش را
از آنِ خود میداند ...
باید یاد بگیرد
که روزی
برود در خانه ی عشق اش
و در نهایتِ دوست داشتن بگوید :
بیا برویم
به هم برسیم ...
که "کال" نماند
دوست داشتنش ...
که همیشه عاشق بماند ❤️❤️❤️
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15
< 
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلیکی ها هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد