قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران

سینیوریتا

کوچک باش و عاشق...که عشق میداند آئین بزرگ کردنت را... بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی. درباره »

مشخصات

موارد دیگر
سینیوریتا
16 پست
زن
0000/00/00

دنبال‌کنندگان

(24 کاربر)

مدال و افتخارات

بازدیدکننده

985 کاربر
سینیوریتا
سینیوریتا
وقتی تو را در آغوش می‌گیرم،
همه چیز را از یاد می‌برم!
یادم می‌رود سبزی از درختان است و آبی از آن آسمان...!
باور کن خودم را نیز از یاد می‌برم.
و حتی یادم می‌رود،
زمستان سرد است و تابستان را باید در خُنَکای سایه‌ای سر کرد.
می‌ترسم در آغوشت،
حتی نفس کشیدن را فراموش کنم،
و حیات را ببازم!
و تو را.
سینیوریتا
سینیوریتا

جمعه‌ها را باید قاب گرفت.

درست مثل همان عکس های قدیمی و خاک گرفته ی روی دیوار.

انگار جمعه ها ماندگار ترین روزهای آفرینش اند...

تلخی ها و شیرینی هایش، قاب می شوند و می چسبد به دیوارخانه ی دلت. مثل لبخند های مادر بزرگ در آن عکس قدیمی. یا مثل گریه های من در آغوش مادر، که با دیدنش در عکس های قدیمی، همیشه لبخند می زنم.

مرد و زن هم ندارد... جمعه ها باید کسی را داشته باشی که تو را در آغوش بکشد! جمعه ها را بایدعاشقانه گذراند؛ تا غروبش دلگیرت نکند.

باید دست در دست های گرم تو گذاشت و جاده ها را یکی یکی فتح کرد.

آخر باید یکی را داشته باشی تا با بوسه های بی هوایش به تو بفهماند که جمعه ها عشق تعطیل نیست؛ لعنتی تازه سر آغاز عاشق شدن است...

6 دیدگاه · 1398/04/21 - 22:53 17 +
سینیوریتا
سینیوریتا

با دو تا چشمِ گردِ سیاه نگاهم می کنند

آدم ها

خیابان ها

دیوار ها

درخت ها

سیم ها

کلاغ ها

تمام هفته من با آنها حرف می‌‌زنم

شعر میخوانم

خاطره تعریف می‌کنم

و آنها با چشمانِ سیاهِ گردشان

در سکوت

نگاهم می کنند

جمعه که می شود

من گوشه‌ای می‌نشینم

آنها برایم حرف می‌‌زند

شعر می‌خوانند

خاطره تعریف می کنند

و من

با دو چشمِ گردِ سیاه

در سکوت

نگاهشان می‌کنم

.... کجایی تو ؟؟.

دیدگاه · 1398/04/21 - 22:51 16 +
سینیوریتا
سینیوریتا

جمعه

بهانه است

من تمام روزهای هفته

مَنگ

چشمان

توأم

دیدگاه · 1398/04/21 - 22:34 14 +
سینیوریتا
سینیوریتا

انگار جمعه

حق یتیمی را خورده

و خدا عاقش کرده

طوری که به دل هیچ کس ننشیند

 

دیدگاه · 1398/04/21 - 22:32 12 +
سینیوریتا
سینیوریتا

جمعه ها را نمیشود به تنهایی سپری کرد

باید کسی را داشته باشی

تا ساعت های تنهایی ملال آور را به پایان برسانی

کسی که از جنس خودت باشد

نگاهت را بخواند، بغض صدایت را بفهمد

جمعه ها باید کسی را داشته باشی

تا دستانش را در دستانت بگذاری و تمام شهر را قدم بزنی

کسی که در کنارش زمان و مکان را از یاد ببری

جمعه ها به تنهایی تمامت میکنند اما تمامی ندارند

 


 


دیدگاه · 1398/04/21 - 22:31 11 +
سینیوریتا
سینیوریتا

جمعه ها

قصه ی دلتنگی بی حوصله هاست

قصه ی ماتم من

از غم این فاصله هاست !

آه از این مشغله ها

فاصله ها و گله ها ؛

جمعه ها ؛

بی تو درون دل من ولوله هاست …

دیدگاه · 1398/04/21 - 22:30 11 +
سینیوریتا
سینیوریتا

جمعه ها

بيشتر از هر روز ديگر نگرانت می شوم

می ترسم دلت بگيرد

و كسی را نداشته باشی تا غصه هايت را به جان بخرد

می ترسم دلت بگيرد و غم هايت تازه شود

جمعه ها بيشتر از هر روز ديگر نگرانت می شوم …

دیدگاه · 1398/04/21 - 17:16 13 +
سینیوریتا
سینیوریتا

آخر هفته دلم تنگ تر از هر روز است

جمعه ها پای دلم لَنگ تر از هر روز است

ابر چشمم پر از بغض و دلم بارانی است

سوز این حنجره خوش رنگ تر از هر روز است

 

دیدگاه · 1398/04/21 - 17:15 11 +
سینیوریتا
سینیوریتا


 

جمعه ها شرح دلم یک غزل کوتاه است

که ردیفش همه دلتنگ توام می آید

 

___________________________________

دیدگاه · 1398/04/21 - 17:15 10 +
سینیوریتا
سینیوریتا

روزها بدجنس شده‌ اند !

از شنبه‌ اش بگیر تا پنج‌ شنبه

دلتنگی‌ ها را قایم می‌ کنند

آن‌ وقت شب‌ ها در دل تاریکی

یواشکی دست به دست می‌ کنند آن‌ ها را

بیچاره جمعه !

صبح که بیدار می‌ شود

می‌ بیند تمام خانه‌ اش تلنبار شده از دلتنگی

بغض می‌ کند از همان اول صبح‌ اش

 

دیدگاه · 1398/04/21 - 17:14 11 +
سینیوریتا
سینیوریتا

جمعه هم شعر خداست

غزلی رویاییست

که ردیفش غربت

قافیه اش تنهاییست

جمعه را باید خواند

جمعه را باید زیست

جمعه هم رنگ خداست

یک بغل زیباییست

5 دیدگاه · 1398/04/21 - 17:13 10 +
سینیوریتا
سینیوریتا

جمعه ها دارد دلم حال و هوای دیگری

می پرد برق از نگاهم با صدای هر دری

شوق دیدار تو دارم خسته ام از بی کسی

خوشبحال هر که دارد، در کنارش دلبری

7 دیدگاه · 1398/04/21 - 17:13 10 +
سینیوریتا
سینیوریتا
لب بزن بر لب من ...
تا که ببوسم لب تو ...
بِچِشم آن لب مستُ ...
بِشوم مَضرب تو ...
بکشم سِفت در آغوش ...
همه ی هَست تو را ...
بزنم بوسه چنان ...
بر لبُ بر غَبغب تو ...!!!
3 دیدگاه · 1398/04/21 - 16:14 13 +
سینیوریتا
سینیوریتا

دیکتاتور

تویی و آغوشت !

که هر بار

مرا تسلیم می کند . . . !

2 دیدگاه · 1398/04/21 - 15:43 12 +
صفحات: 1 2
< 
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلیکی ها هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد