دنیای من
۱۶۶ پست
۱۳ مشترک
۸ پسند
عمومی

رتبه گروه

مبنای تعداد کاربر رتبه ۲۴
مبنای تعداد هوادار رتبه ۳۱
مبنای تعداد ارسال رتبه ۳۲

تبلیغات


سر به روی شانه های مهربانت میگذارم
عقده ی دل میگشاید
گریه ی بی اختیارم


گر به خرابات رسیدی نزنی حرف چرند
که خرابات نشینان همه اهل ادبند.../.


جمله دوستت دارم نذری نیس که واسه همه خیرات میکنین.../.


مَحـرم اسرار امروزت میتونہ دشـمن فردات باشہ../.


یعنی مظلوم ترین استان کشور  کهگیلویه و بویراحمده

نه سیل میاد نه زلزله نه ازش خبری میشنوید نه رییس جمهور میره اونجا
هیچکدوممونم رفیق نداریم مال اونجا باشه
کلا یک عده ادم مظلوم درونگرا دورهم جمع شدن هیچکیم هیچی ازشون نمیگه:/


قانون شماره ي یک حقوق بشر : هر کسي حق داره تو زندگيش هر گهي دلش مي خواد بخوره به شرطي که زندگي بقيه رو به گه نکشه


به يارو ميگن با سي دي جمله بساز. ميگه**ميگن: نه با سي دي صوتي جمله بساز! ميگه: **


شیشۀ پنجره دلم


سخت غبار آلوده و

بی تصویر

دل نبند

به آن زمان

که می خندم

آخر

تو از این انبوه ؛
 غبار دلم

کجا خبر داری؟....

بعد از رفتن تو

به هرکس میرسم


نگاهش می کنم


فکر میکنم همه تو میشوند


با نگاهم التماسشان میکنم


که بمان


اما....


میگویند


هیز است...


قسم به هر چی شعره
به دست و پا و چهره
به قطره های بارون
که عاشقی است ز، ر


ای همسفر مجنون، همسایۀ ویرانی
دل بی تو به جان آمد ، گویند که میدانی


تمام شهر دنبال تواند از بلخ تا زابل

سیاوش‌ها و رستم‌ها، فریدون‌ها و بابک‌ها


همین که عکس ماهت می‌چکد توی قنات ده

به دورش مست می‌رقصند ماهی‌ها و جلبک‌ها


کنار رود، دستت توی دستم، شب، خدای من

شکوه خنده‌ای تو، سکوت جیرجیرک‌ها


مرا بی تاب می‌خواهند، مثل کودکی‌هامان

تو مامان، من پدر، فرزندهامان هم عروسک‌ها


تو آن ماهی که معمولاً رخت را قاب می‌گیرند

همیشه شاعرانی مثل من، از پشت عینک‌ها

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت؛ دوستت دارم .. و می دانم تو میدانی ؛که من از لاف بیزارم .. خبر داری که می میرم؛ برای خنده های تو؟ به شور و شوق ؛پنهانِ نگاهِ تو گرفتارم ؟؟ بیا با من دمی؛ بنشین رها کن کار و بارت را.. که شاید خستگیها را، من از دوشِ تو بردارم.. تمام زندگی؛ تشویش فرداهای ،مبهم نیست.. درون بازوانم غرق شو... امشب که بیدارم.. برای گونه های؛ خیس تو ،وقتی که دلتنگی.. میانِ کلبه ی، آغوش گرمم، شانه ای دارم.. برایم حس ؛شیرینیست، گرمای حضور تو.. به دستانِ تو معتادم، به چشمانِ تو بیمارم.. همیشه گفته ام، اینبار هم؛ بی پرده می گویم.. کنارت بهترین؛ احساس را ،از زندگی دارم.. غرورم گاه گاهی ؛بسته راهِ حرفهایم را .. تمامِ عمر اما... عاشقانه ؛دوستت دارم...F


من برای دلتنگی هایم سردرد را بهانه میکنم ، بقیه چه می فهمند ؟! . . یک لیوان آب و استامینوفن که دلتنگی را دوا نمی کند. . ‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌