قصدِ ورود دارید ؟!

  جستجو بین پست‌ها و کاربران

بردیا

دل مرنجان كه زِ هر دل به خدا راهي هست! هر كه را هيچ به كف نيست به دل آهي هست #مولانا درباره »

مشخصات

موارد دیگر
بردیا
318 پست
امتياز: 11866
مرد - متاهل
1300/02/18
حالت من: آروم و عادی
اسلام
ايران - تهران
با خانواده
رفته ام
نميکشم
ندارم

دنبال‌کنندگان

(10 کاربر)

مدال و افتخارات

بازدیدکننده

536 کاربر
بردیا
بردیا
  داستان کوتاه 

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد.
او همیشه شادمانه آواز می خواند، کفش وصله می زد و هر شب با عشق و امید نزد خانواده خویش باز می گشت.

و امّا در نزدیکی بساط کفاش، حجره تاجری ثروتمند و بدعنق بود؛
تاجر تنبل و پولدار که بیشتر اوقات در دکان خویش چرت می زد و شاگردانش برایش کار می کردند، کم کم از آوازه خوانی های کفاش خسته و کلافه شد...
یک روز از کفاش پرسید درآمد تو چقدر است؟
کفاش گفت روزی سه درهم!
تاجر یک کیسه زر به سمت کفاش انداخت و گفت:
بیا این از درآمد همه ی عمر کار کردنت هم بیشتر است!
برو خانه و راحت زندگی کن و بگذار من هم کمی چرت بزنم؛ آواز خواندنت مرا کلافه کرده...

کفاش شکه شده بود، سر در گم و حیران کیسه را برداشت و دوان دوان نزد همسرش رفت.
آن دو تا روز ها متحیر بودند که با آن پول چه کنند...!
از ترس دزد شبها خواب نداشتند، از فکر اینکه مبادا آن پول را از دست بدهند آرامش نداشتند.
خلاصه تمام فکر و ذکرشان شده بود مواظبت از آن کیسه زر...

تا اینکه پس از مدتی کفاش کیسه ی زر را برداشت و به نزد تاجر رفت.
کیسه ی زر را به تاجر داد و گفت :
بیا!
سکه هایت را بگیر و آرامشم را پس بده!
بردیا
بردیا
 دزد : من یک راهزنم
با غارت ثروتمندان گذران می‌کنم!!!!!

شاهزاده : چه جالب!!!!! من هم یک نجیب‌زاده‌ام، ولی با غارت فقرا زندگی می‌کنم...

ان کجا و این کجا.... ؟؟!!



بردیا
بردیا
پروردگارا...!
بر هر چه بنگرم؛
تـو پدیدار بوده‌ای...

مبارک است
روزی که با نام تو‌‌‌
و توکل بر اسم اعظمت
آغاز گردد...

الهی به امید خودت!



بردیا
بردیا
امشب
خواهم اندیشید تاخدا هست، 
هیچ لحظه ای 
آنقدر سخت نمیشود
که نشود تحملش کرد
شدنی ها را انجام میدهم
و تمام نشدنی هایم را 
به خداوند میسپارم

شبتون آروم!



بردیا
بردیا
 ‏بعضی وقتا آدما 
بی موقع به پست هم میخورن 
و این دردناک ترین کاریه که دنیا با آدم میکنه...


بردیا
بردیا

يكى از سربازان ناپلئون مرتكب جنايتى شد، در نتيجه او را به مرگ محكوم كردند. روز اعدام فرا رسيد. مادر سرباز التماس مى كرد كه از گناه فرزندش چشم پوشى كنند.

- خانم! عمل پسر شما سزاوار بخشش نيست.

- مى دانم اگر سزاوار ترحم بود كه ديگر به بخشش احتياج نداشت. بخشش يعنى اينكه آدم بتواند فراتر از انتقام يا عدالت برود.

وقتى ناپلئون اين جمله را شنيد، دستور داد حكم اعدام را به تبعيد تبديل كنند.

هر وقت فكر كردى گناه كسى اونقدر بزرگه كه نمى تونى ببخشيش، بدون كه اين از كوچيكى روحِ توئه نه از بزرگى گناه اون...


بردیا
بردیا


ميگويند که پسري در خانه، خيلي "شلوغکاري" کرده بود.

او همه ي "اوضاع" را به هم ريخته بود.

وقتي پدر وارد شد، "مادر شکايت او را به پدرش کرد."

پدر ، که خستگي و ناراحتي بيرون را هم داشت، "شلاق" را برداشت.

پسر ديد امروز اوضاع خيلي خراب است، و همه ي "درها هم بسته است."

وقتي پدر شلاق را بالا برد؛
پسر ديد کجا فرار کند؟!!

راه فراري ندارد!...

خودش را به" سينه ي پدر" چسباند 

"شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد."

* شما هم هر وقت ديديد اوضاع خراب است، 
به سوي خدا فرار کنيد. 
«وَ فِرُّوا إلي الله مِن الله»
بردیا
بردیا
‍ در كودكي آرزويمان، بزرگ شدن بود

در مدرسه آرزويمان تمام شدن درسمان

در سربازي، پايان خدمت

در دانشگاه، گرفتن مدرك

در عاشقي، ازدواج كردن

در ازدواج كردن، بچه دار شدن

چه موجودات عجيبي هستيم

آرزويمان تمام شدن بهترين روز هاي زندگيمان است!



بردیا
بردیا
در سريال معلم دهكده
نامزد معلم ازش ميپرسه شما كه قاضي بوديد چرا رها كرديد و معلم شديد ؟

ايشون جواب ميدن :

چون وقتي به مراجعينم و مجرميني كه پيش من مي آمدند دقيق مي شدم مي ديدم كه اونها كسايي هستند كه يا آموزش نديده اند ويا آموزش درستي نديده اند وبه خودم گفتم : به جاي پرداختن به شاخ وبرگ بايد به اصلاح ریشه بپردازیم

بردیا
بردیا
 بهلول با چوبی بلند بر قبرهای گورستانی می زد. پرسیدند: چرا چنین می کنی؟ گفت: صاحب این قبر دروغگوست، چون تا وقتی در دنیا بود، دائم می گفت: باغِ من، خانۀ من، زمینِ من و ... ولی حالا همه را گذاشته و رفته است و هیچیک از آنها مال او نیست. برای رسیدن به آرامش حقیقی، باید به این باور برسیم که همۀ ما در این دنیا فقط امانتداریم.
بردیا
بردیا
قدرت تحمل هر کس را 
از میزان سکوتش بسنجید ..
آنان که هیاهو می کنند 
بار هیچ چیز را به روی 
شانه های خود تحمل نمی کنند ...

  شاملو


بردیا
بردیا
خدایا
تو هوایمان را داری
نگاهمان میکنی وهمین نگاهت
 میشود تمام دلخوشیِ دلهای شکسته ،
همین نگاهت میشود 
تنها اُمید دلهای ناامید ،
خدایا دلم تنها تو را میخواهد .
شکر که هستی !
❤️


بردیا
بردیا
برخی از افراد زندگی نمی کنند،

مسابقه ی دو گذاشته اند

می خواهند به هدفی که در افق دوردست دارند برسند

و در حالی که نفسشان به شماره افتاده می دوند

ولی زیبایی های پیرامون خود را نمی بینند ...

 
بردیا
بردیا
 خدایا 
هر "گره اى" که به دستِ  تو باز شد

 من به شانس نسبت دادم!
هر گره اى که به دستم کور شد
 مقصر تو را دانستم
#خدای من
کمکم کن
تا بفهمم تو کنار منی 
نه روبروی من!


بردیا
بردیا
 به حضرت موسی وحی رسید
 که آیا می دانی
 چرا احمق را روزی می دهیم؟
عرض کرد:
نه پروردگار من

خطاب آمد:
برای آنکه عاقل بداند،
طلب روزی 
به حیله و تدبیر نیست!

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15
< 
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلیکی ها هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد